هاشمي به سئوالات افكارعمومي درباره "مهديهاشمي " پاسخ ميدهد؟
خبرگزاري فارس: هيچ انسان منصف و دلسوزي علاقمند به تخريب چهرهاي كه روزگاري كارهايي براي انقلاب انجام داده است نيست و نميتواند باشد ، اما واقعا افكار عمومي با علامت سوالهايي به بزرگي مهدي و فائزه هاشمي و يا اظهارات عفت مرعشي درست در روز انتخابات بايد چه كنند؟

به گزارش گروه "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، نويسنده وبلاگ "زن امروز " در پست جديد خود نوشت: هاشمي هزينه اطرافيانش ميشود ، اطرافياني كه بقا و دوام خود را در آشوب زيستي و تنش آفريني ميبينند و صلاح كشور هيچ گونه اهميتي براي آنان ندارد.
نويسنده وبلاگ زن امروز نوشت: آنچه عقل سليم حكم ميكند و البته مصالح واقعي كشور اين است كه هيچ كس تا ابد اعمال و رفتار و گفتارش قابل ستايش نيست.
امام راحل نيز فرمودند ملاك حال افراد است و مسجدي ماندن معروف در كلام ايشان نيز شاهد ديگري است بر اين مدعا.
عليرغم اينها مدتي است كه فعالان رسانه اي جريان هاشمي رفسنجاني تاريخ را مدام تورق ميكنند و از گذشته پرافتخاري ميگويند كه كساني ستايش هاشمي را گفته اند.
اگر چه اين ستايش گويي ها در جاي خودش قابل بحث و حتي قابل احترام هست حتي اگر گوينده آنها رسانه هايي مثل كيهان در گذشته باشند ، اما بهتر است دوستان رسانه اي آقاي هاشمي دست از ورق زدن تاريخ و صفحاتي كه متاسفانه خاك غفلت برآنها نشسته است دست بردارند و واقعيت هاي جامعه را با چشماني باز و بدون غرض به نظاره بنشينند.
تاريخ مملو است از نام كسانيكه روزگاري بوده اند و در مسير جنگيده اند و روزگاري ديگر بنابر هرنوع دليلي ديگر همراه و يار اهداف متعالي جامعه انساني به شمار نمي رفته اند.
البته منظور اين نيست كه هم اكنون جناب هاشمي درچنين وضعي به سر ميبرند بلكه اين نوشتار تنها يادآوري و تذكري است براي دوستان رسانه اي آنسوي ميدان كه به ياد بياورند تاريخ چهره هاي مقبولي كه به دلايل مختلف خود را پايين كشيده اند ،زياد به خود ديده است.
اگر هاشمي با مفاسد اطرافيانش در مسائل خصوصا اقتصادي ، اگر هاشمي با انحرافات شديد هواداران حزبي و گروهي اش خصوصا در مسائل و مولفه هاي سياسي و تقابل صريح آنان با ولايت فقيه تكليفش را روشن ميكرد و سكوت اختيار نميكرد شايد كماكان هاشمي را ميستودند حتي رسانه هايي مثل كيهان.
با اين توضيح كه البته به نقل از سايت هاشمي كيهان ملاكي نيست اما نمادي است و مثالي است از رسانه هايي كه دغدغه هاي عمومي كشور در باره فاصله گرفتن از انقلاب را نمايندگي ميكنند.
هيچ انسان منصف و دلسوزي علاقمند به تخريب چهره اي كه روزگاري كارهايي براي انقلاب انجام داده است نيست و نميتواند باشد ، اما واقعا افكار عمومي با علامت سوالهايي به بزرگي مهدي و فائزه هاشمي و يا اظهارات عفت مرعشي درست در روز انتخابات بايد چه كنند؟
طبيعتا اين ذهنيت بوجود مي آيد كه وقتي چندين نفر از يك خانواده تمام هم و غمشان ميشود به خيابان ريختن مردم لابد همه گفتگوهاي خانوادگي حول تقابل با حاكميت راي و نظر مردم جريان داشته است كه به يكباره همه حرفي مشترك را تكرار ميكنند.
اگر هاشمي داوطلبانه و قبل از بحراني شدن شرايط و نگرش ها اقدامي عاجل و موثر در پاسخگويي به افكار عمومي ميكرد شايد امروز هيچ كسي اجازه نميداد كه او در معرض اتهام و استيضاح افكار عمومي قرار بگيرد. حتي اگر همين امروز هم اطرافيان هاشمي دست از سر او بردارند و اجازه دهند آرامش كشور ادامه پيدا كند شايد شرايط بهمراتب بهتر از وضعيت كنوني شود.
اما درحالي كه شبانه روز هم و غم و تلاش تنها رسانه رسمي وي تخريب بي پرده دولت شده است حرف از ناروا و غير اخلاقي بودن عمل تخريب لااقل از سوي رسانه ايشان بي معنا به نظر ميرسد.
هاشمي هزينه اطرافيانش ميشود ، اطرافياني كه بقا و دوام خود را در آشوب زيستي و تنش آفريني ميبينند و صلاح كشور هيچ گونه اهميتي براي آنان ندارد.