پاسخ بامزه مجمع‌تشخیص به اعتراض مردمي درباره سکوت هاشمی

مجمع تشخیص مصلحت نظام در واکنش به علت سکوت آقای هاشمی در سالروز حماسه 9دی، اطلاعیه‌ای صادر و اعلام کرده است که وی سال گذشته در این باره موضع گیری کرده است.

شبکه ایران نوشت: روز پنج شنبه و همزمان با سالروز حماسه باشکوه 9 دی ماه 1388، شبکه ایران در گزارشی نوشت: تقریبا همه مسئولان و شخصیت های رسانه‌ای در سخنان یا نوشته هایی سالروز حماسه باشکوه مردم در 9 دی ماه سال 1388 را گرامی داشته‌اند اما آقای هاشمی رفسنجانی که بر دو صندلی ریاست مجلس خبرگان و مجمع تشخیص تکیه زده،‌ تاکنون در این باره سکوت کرده است.

این گزارش با بیان سخنان سران سه قوه در گرامیداشت سالروز این حماسه و نیز اشاره به اظهارات بسیاری از مسئولان و شخصیت های مطرح دانشگاه و حوزه در تشریح ابعاد و اهمیت این روز برای نظام، آورده بود که "خلاف انتظارها، آقای هاشمی رفسنجانی همچنان درباره این روز باشکوه حاضر به موضع گیری نشده است."

در واکنش به این گزارش، امروز مجمع تشخیص مصلحت نظام با صدور اطلاعیه ای ناظران سیاسی را به جلسه این مجمع در دی سال گذشته ارجاع داده و اعلام کرده است که آقای هاشمی رفسنجانی سال گذشته درباره حماسه 9دی ماه سخن گفته بنابراین این گزارش کذب است!

بنابر آنچه ایسنا منتشر کرده، مجمع تشخیص مصلحت نظام در واکنش به گزارش سکوت آقای هاشمی در سالروز بزرگداشت حماسه 9 دی، با بیان اینکه عدم موضع‌گیری وی در مورد حرمت‌شکنی عاشورای 88 کذب است، عنوان کرده است که "در این زمینه به اسنادی از جمله بیانیه مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره حوادث روز عاشورا و همچنین مطالبی که از سوی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در جلسه مورخ ‌‌١٢ /‌١٠ /‌٨٨ در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام مطرح شده و در آن از «حضور حماسی مردم در راهپیمایی نهم دی ماه تشکر و قدردانی کرده و آن را حاکی از حمایت همه‌جانبه مردم از نظام، ولایت و رهبری دانسته است» اشاره شده است.

اشاره مجمع تشخیص به جلسه روز 11 دی ماه 88 است که در آن آقای هاشمی برای "اولین و آخرین بار" درباره حماسه 9 دی اظهارنظر کرد.

آقای هاشمی سال گذشته و پس از واقعه هتک حرمت عاشورای حسینی که منجر به خلق حماسه 9 دی از سوی مردم شد، تا حدود یک هفته هیچ موضعی نگرفت به طوری که سکوت نسبتا طولانی او به همراه مواضعی که در جریان آشوب های پس از انتخابات گرفته بود، باعث شد که در تجمع بزرگ عاشورائیان(9دی) پلاکاردهایی را در انتقاد از سکوتش مشاهده کند.

بخشی از راهپیمایان در 9 دی چنین عنوان می کردند که از آقای هاشمی رفسنجانی انتظار اتخاذ مواضعی روشن و دور از ابهام دارند.

این درخواست در شرایطی مطرح می شد که رفتار نزدیکان رئیس مجمع تشخیص از جمله مهدی و فائزه هاشمی نیز زیر ذره‌بین افکار عمومی قرار داشت.

مهدی هاشمی حتی پس از خروج از کشور همچنان به هدایت، تامین و تقویت جریان فتنه متهم بود. البته فائزه نقش آفرینی آشکارتری داشت، چنانچه انتشار فیلم حضور او در میان آشوبگران روز عاشورا، وی را به عنوان "همراه همیشگی آشوبگران" مطرح کرد و آقای هاشمی را به دلیل سکوتش در این باره در معرض موج جدیدی از انتقادات قرار داد.

دادگاه با شکایت مهدی هاشمی، مدیرمسئول روزنامه ایران را به حبس و شلاق محکوم کرد

علی نادری: به دنبال شکایت مهدی هاشمی رفسنجانی از مدیرمسئول روزنامه ایران بابت انتشار بیانیه 220 تشکل دانشجویی،؛ شعبه 76 دادگاه كيفري استان تهران به استناد مواد 697 و 698 قانون مجازات اسلامي، كاوه اشتهاردي فرزند شهيد بهرام اشتهاردي و مديرمسئول روزنامه ايران را به تحمل شش ماه حبس تعزيري بابت افترا و 10 ضربه شلاق بابت نشر اكاذيب محكوم كرد.

به گزارش رجانیوز، مهدي هاشمي به دليل انتشار بيانيه مشترك 220 تشكل دانشجويي كه در آن خواستار محاكمه وي شده بودند از مديرمسئول روزنامه ايران شكايت كرد و اين در حالي بود كه پيش از روزنامه ايران، تمام خبرگزاري‌هاي داخلي اين بيانيه تشكل‌هاي دانشجويي را منتشر كرده بودند.

بنا بر متن رای قاضی خراسانی، این تشکل‌ها در تاریخ 25/3/88 در نامه‌ای به دادستان کل کشور خواستار رسیدگی سریع به پرونده‌های مفاسد اقتصادی و اولویت دادن به پرونده مهدی هاشمی رفسنجانی در این راستا شده بودند.

این حکم سنگین در حالی از سوی دادگاه شعبه 76 کیفری استان تهران اعلام شده است که 14 عضو هیات منصفه دادگاه مطبوعات به اتفاق آرا، حکم به تبرئه اشتهاردی داده بودند؛ موضوعی که اگر بی‌سابقه نباشد، قطعا کم‌سابقه بوده است.

"علی اکبر کسائیان" سخنگوی هیئت منصفه مطبوعات در همین زمینه در گفت‌وگویی اعلام کرده بود: "تمام اعضای هیئت منصفه به اتفاق آرادر دو مورد اتهامی افترا و نشر اکاذیب،  آقای اشتهاردی را از اتهام ایراد شده از سوی مهدی هاشمی تبرئه کردند و او را مجرم ندانستند."

اشتهاردی: به رای دادگاه اعتراض نخواهم کرد

كاوه اشتهاردي ضمن تاييد حكم صادره شعبه 76 دادگاه كيفري استان تهران در خصوص شكايت مهدي هاشمي اظهار داشت: دادگاه بنده را به تحمل 10 ضربه شلاق و 6 ماه حبس تعزيري محكوم كرده اما اين حكم هنوز به صورت رسمي به بنده ابلاغ نشده است.

وي درباره امكان درخواست تجديد‌نظر‌ در خصوص اين حكم خاطر‌نشان كرد: بنده به اين راي صادره اعتراض نخواهم كرد چرا كه ظاهراً دستگاه قضايي تصميم خود را گرفته كه هر كاري كه مايل است، انجام دهد.

مديرمسئول روزنامه ايران تصريح كرد: در خصوص اين حكم، دو نكته قابل تامل آن است که  اين رأي عليه بنده در حالي صادر شده است كه 14 عضو هيئت منصفه مطبوعات در خصوص موضوع شكايت مهدي هاشمي، بنده را تبرئه كرده بودند.

مدير مسئول روزنامه ايران درباره برگزاري جلسه رسيدگي به شكايت شخص اكبر هاشمي رفسنجاني عليه وي نيز گفت: اين جلسه با شكايت خود هاشمي تشكيل خواهد شد كه احتمالا حكم آن نيز از پيش انشاء شده است و برداشت من اين است كه چندان ضرورتي به تشكل چنين دادگاهي نيست و قطعا قاضي رأي خود را از قبل صادر كرده است و دفاعيات من و نظر هيئت منصفه در اين دادگاه مهم نخواهد بود.

 
متن رای دادگاه شکایت مهدی هاشمی از مدیر مسئول روزنامه ایران

به گزارش شبکه ایران متن کامل رای دادگاه شکایت مهدی هاشمی از کاوه اشتهاردی به شرح زیر است:
 
به تاریخ: 29/9/89
پرونده کلاسه: 89/76/87
شماره دادنامه: 1063

مرجع رسیدگی: شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست سیامک مدیر خراسانی
هیأت مستشاران دادگاه: 1- پورعرب 2- مقدم زهرا

شاکی: 1- مدعی‌العموم

اتهام: به تاریخ 29/9/89 در وقت نظارت شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران با حضور امضا‌کنندگان ذیل تشکیل و پرونده کلاسه 89/76/87 تحت‌نظر است. با بررسی اوراق و محتویات پرونده ختم رسیدگی اعلام و پس از مشاوره، با استعانت از خداوند متعال به اتفاق آرا به شرح زیر رأی صادر می‌نماید.

رأی دادگاه

آقای سیدمحمود علیزاده به وکالت از آقای مهدی هاشمی طی شکایتی که به دادستان محترم عمومی و انقلاب تهران تقدیم گردیده، اعلام نموده روزنامه ایران در شماره 4236 مورخ 26/3/89 در صفحه اول در مطلبی تحت عنوان نامه سرگشاده دویست و بیست تشکل دانشجویی به دادستان کل کشور اعلام نموده مبارزه با مفاسد اقتصادی را با پرونده مهدی هاشمی آغاز کنید» نشر نموده و چون امری مجرمانه به موکل منتسب گردیده، تقاضای تعقیب مدیرمسئول روزنامه ایران به اتهام افترا و نشر اکاذیب را دارم. بازپرس محترم مدیرمسئول روزنامه ایران را جهت ادای توضیح احضار که نامبرده در بازپرسی حاضر نگردیده و بازپرس محترم بدون انجام تحقیق از مشتکی عنه قرار منع تعقیب آقای کاوه اشتهاردی را صادر می‌نماید و این قرار مورد موافقت دادیار محترم اظهارنظر قرار می‌گیرد. وکیل شاکی به این قرار اعتراض می‌نماید و شعبه محترم 1083 دادگاه عمومی تهران با این استدلال که «متن خبر منتشره در جریده فوق‌الذکر (روزنامه ایران) که بدون تحقیق و بررسی و عموماً با هدف تخریب خانواده‌های هاشمی رفسنجانی و بدون ذکر تشکل‌های مورد ادعا درج گردیده...» قرار صادره را نقض و قرار جلب به محاکمه و دادرسی آقای کاوه اشتهاردی مدیرمسئول روزنامه ایران را صادر می‌نماید. متهم پس از حضور در بازپرسی روزنامه رأساً عملی را به آقای مهدی هاشمی نسبت نداده است. نقل این خبر در روزنامه لزوماً به معنی تصدیق مفاد آن نیست و بر‌اساس وظیفه اطلاع‌رسانی صورت گرفته... لازم به ذکر است اینکه متأسفانه هنوز به اتهامات و مفاسد نسبت داده شده به آقای مهدی هاشمی هنوز رسیدگی نگردیده و در چند مقطع به محض نزدیک شدن به پرونده‌های بسیار او، توسط برخی عوامل پشت‌پرده از این وظیفه خطیر بازمانده است، نشان‌دهنده سلامت او نیست، بلکه بهتر بود دادگاه محترم لا‌اقل بخشی از پرونده‌های کلان متوجه او را در نفت، انتخابات یا... بررسی می‌کرد و بعد اظهار می‌داشت که روزنامه ایران بدون تحقیق چنین خبری را درج کرده است، پس از اخذ اظهارات و دفاعیات آقای اشتهاردی، دادسرای محترم تهران مبادرت به صدور کیفرخواست برای متهم به اتهام افترا از طریق درج عنوان «مبارزه با مفاسد اقتصادی را با پرونده مهدی هاشمی آغاز کنید» و نشر اکاذیب از طریق اعلام «دویست و بیست تشکل دانشجویی از دادستان کل خواستند...» می‌نماید. وکیل شاکی در دادگاه اظهارت قبلی خویش را تکرار نمود و بیان داشت شکایت ما مستند به دلایل و مدارک قانونی بود ایشان در این دفاعیات اتهاماتی به آقای هاشمی وارد می‌کند که افترا است و در هیچ محکمه‌ای رسیدگی و مطرح نمی‌باشد، نه پرونده وجود داشت که تبرئه شده است (مهدی هاشمی) در خصوص اعتراف آن دو نفر اظهارات و اعترافات بر علیه دیگری قابل قبول نیست. متهم در مقام دفاع لایحه‌ای را تقدیم نمود که متن آن را در دادگاه قرائت کرد که اهم آن ذیلاً بیان می‌گردد.

1- از اینکه در جایگاه متهم در برابر شکایت آقای مهدی هاشمی قرار دارم از دو جهت خوشحالم، اول اینکه افتخار می‌کنم عوامل و سران فتنه 88 را آنچنان رسوا کرده‌ایم که دست به شکایت زده‌اند. دوم اینکه دادگاه را محمل و جایگاهی برای شفاف‌سازی و افشای مفاسد اقتصادی و جرایم امنیتی یکی از نمادهای اصلی فتنه 88 یعنی آقای مهدی هاشمی می‌دانم.

2- خبری که مورد شکایت مهدی هاشمی قرار گرفته است، بیانیه 220 تشکل دانشجویی است که با تیتر «مبارزه با مفاسد اقتصادی را با پرونده مهدی هاشمی آغاز کنید» منتشر شده است. این خبر در چندین خبرگزاری و سایت خبری معتبر از جمله خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)، خبرگزاری فارس، شبکه خبر دانشجو، خبرگزاری ایسنا و... منتشر شده است و اتحادیه‌های مهم دانشجویی مانند بسیج دانشجویی، جامعه اسلامی دانشجویان، انجمن اسلامی مستقل و... نیز به صراحت در بیانیه‌ها و تجمع‌هایشان محتوای این نامه را تأیید کرده‌اند.

3- مهدی هاشمی در هر سمتی که در سال‌های اخیر بوده، از موقعیت‌های اداری و رانت‌های ایجاد شده برای استفاده شخصی بهره برده است.

4- مهدی هاشمی جیب خود و دانشگاه آزاد را در پرداخت هزینه‌های شخصی‌اش یکی می‌دانسته و تفاوتی قائل نبوده است.

5- مهدی هاشمی نماینده شاخص از فتنه، مفاسد اقتصادی، تقلب، دورویی، نفاق و ارتباطات خاص با بیگانگان می‌دانیم هرچند ارتباط با بیگانگان، مفاسد اقتصادی و هدایت فتنه تنها بخشی از اتهامات ایشان است و ای کاش در کشور ما آنقدر جسارت بود که مهدی هاشمی را حال که با تسامح‌های بی‌جا متواری شده، غیاباً و به صورت علنی محاکمه می‌کردند تا چهره واقعی باند نفاقی که نزدیک به بیست سال است «پس برخی از چهره‌های ارشد مخفی شده‌اند» مشخص گردد.

6- ارتباطات مهدی هاشمی با سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه پیش از فتنه 88 برقرار بوده و در مقاطع اخیر تشدید شده است. مهدی هاشمی از سال‌ها قبل با سفارت انگلستان در تهران ارتباط داشته است.

7- در سال‌های اخیر به واسطه عملکرد سوء و مجرمانه مهدی هاشمی بیش از 15 پرونده اتهامی علیه وی در واحدهای نظارتی تشکیل گردیده که اکثر این پرونده‌ها با اعمال نفوذ، روند رسیدگی به آنها مختومه شده یا مسکوت مانده است. در بیان دلایل مسکوت ماندن این پرونده‌ها ذکر این مثال کفایت می‌کند که در میان اسنادی که اخیراً به دست آمده، پیش‌نویس برخی احکام گزارش های نهادهای نظارتی، پیش از دستور و امضای نهایی آن نهادهای نظارتی و در مرحله پیش نویس همگی در اختیار مهدی هاشمی بوده و وی پیش از صدور با دستخط خود بر روی این پیش‌نویس‌ها اعمال نظر کرده که این نظرات عیناً در حکم قطعی اعمال شده است.

8- مهدی هاشمی در زمان مدیریت شرکت بهینه‌سازی مصرف سوخت در سال‌های 82 تا 84 مبلغ ده میلیارد و بیست و سه میلیون و پانصد و سی و یک هزار تومان که با احتساب کاهش ارزش وجه مذکور به مدت هفت سال اکنون به مبلغ 16 میلیارد و 162 میلیون 831 هزار تومان رسیده، اختلاس نموده و اسناد و فاکتورهای جعلی ارائه کرده است.

آقای کاوه اشتهاردی در پایان دفاع خویش اظهارت برخی افراد در‌خصوص مهدی هاشمی بیان نموده و پانصد صفحه مدارک خویش را به ضمیمه لایحه دفاعیه تقدیم نمود.

وکیل آقای مهدی هاشمی پس از اظهارات متهم اظهار نمود «طبق قانون لیست اقلامی که از دبیرخانه برده شده است باید داده شودتا حداقل بدانیم آیا همین پانصد صفحه است که در اختیار روزنامه ایران است یا اظهارات مدیر محترم روزنامه ایران به آن تحلیل آن مقام امنیتی که ارائه داده بیشتر معتقد می‌شوم که سیاست خراب کردن خانواده آقای هاشمی از جایی آب می‌خورد و از هیأت منصفه می‌خواهم در مورد پرونده رسیدگی شود...

پس از آخرین دفاع متهم، هیأت محترم منصفه به اتفاق آرا متهم را مجرم تشخیص نداد. دادگاه با توجه به اینکه متهم در روزنامه ایران، لایحه تقدیمی و دفاعیات خویش مطالبی را به شاکی منتسب نموده که تمام آنها در صورت اثبات جرم می‌باشد و این اتهامات در هیچ محکمه صالحی نسبت به شاکی به اثبات نرسیده تا بتوان آنها را به صورت علنی و عمومی نشر داد، انتساب اتهام را در‌خصوص افترا و نشر اکاذیب محرز دانسته و به استناد مواد 697 و 698 قانون مجازات اسلامی متهم را به تحمل شش ماه حبس تعزیری بابت افترا و ده ضربه شلاق بابت نشر اکاذیب محکوم می‌نماید. دادگاه به استناد ماده 25 قانون اخیرالذکر و به دلیل وضعیت مناسب اجتماعی آقای اشتهاردی و فقد سابقه کیفری و اوضاع و احوالی که نامبرده مرتکب بزه‌های مندرج در کیفرخواست گردیده مجازات حبس و شلاق را به مدت سه سال تعلیق می‌نماید و چنانچه در مدت تعلیق مرتکب بزه‌های افترا و نشر اکاذیب در جرایم مطبوعاتی گردد، برای بار اول یک‌سال به مدت تعلیق اضافه و در مرتبه دوم مجازات تعلیقی لغو و اجرا خواهد شد. دادگاه با عنایت به اصل استقلال قضات در صدور رأی و تبصره یک ماده 43 قانون مطبوعات مبادرت به صدور رأی بر‌خلاف نظر هیأت محترم منصفه نموده است. رأی صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدید‌نظرخواهی در دیوان‌عالی محترم کشور می‌باشد.

فتنه 88 از حلقه آئین و با محوریت خاتمی شروع شد

خاتمی را می‏بایست کلیدی‏ترین بسترساز فتنه دانست؛ کسی که در گام‏های مختلف تاریخی هر بار به گونه‏ای به میدان می‏آید و نقش سرنوشت‏ساز خود را به بهترین نحو ایفا می‏کند. او البته در عین حال مجری نالایقی نیز هست و این نه بیان مخالفان اصولگرای او که اعتراف همراهان اصلاح‏طلب اوست که او را فاقد شجاعت لازم برای پیشبرد اصلاحات دانسته و می‏دانند. افق، هدف و برآورد اصلاح طلبان تفاوت چندانی با هم ندارد؛ همه حاکمیت دوگانه را در پرتو اندیشه‏های روشنفکری‏شان دنبال می‏کنند اما رسالتی که هر کدام در مقاطع مختلف به اقتضای شخصیت و جایگاه و توانمندیشان به دوش می‏کشند، متفاوت است. 

به گزارش رجانیوز مرور تاریخی دو دهه گذشته به خوبی نشان می‏دهد آنچه تحت عنوان جریان روشنفکری تأثیرگذار و سکولار در کشور سامان یافت، بعد از انقلاب در مجموعه کیهان فرهنگی، حلقه کیان و خصوصا حلقه آئین نزج گرفت که در این میان خاتمی به عنوان سرپرست روزنامه کیهان و بعد هم به عنوان محور اصلی شکل‏گیری حلقه آئین از نقشی کلیدی برخوردار بود. 
 
به موازات همین جریان، ذیل نظر موسوی خوئینی‏ها در مرکز مطالعات ریاست جمهوری دولت سازندگی نیز تعدادی از چهره‏های چپ گرد هم آمدند. همین جریان بعدها در حلقه سلام نیز شکل گرفت. در واقع اگر بخواهیم پیشینه فتنه و بسترسازی اصلی را مرور کنیم، باید به سال‏هایی بازگردیم که مفاهیم کلیدی و ساختارشکن دولت اصلاحات در درون حلقه آئین تعریف و تبیین می‏شد و چهره‏هایی چون سعید حجاریان، عباس عبدی، محسن کدیور، محسن امین‏زاده، هادی‏خانیکی، مصطفی تاج‏زاده و محمد رضا خاتمی بر گرد خاتمی حلقه می‏زدند. 
 
در شرایطی که دولت سازندگی زمام امور را در دست می‏گیرد، چپ‏گرایان خط امامی از بستر لیبرالیسم راست‏گرا بلند می‏شوند، حجیّت دین در امور اجتماعی و اداره حکومت را به بحث می‏گذارند، فقه سیاسی و فقهی که توانمندی اداره جامعه را داشته باشد، به چالش و انکار می‏نشینند و در سایه تفکری سکولار و روشنفکرمآبانه کمی بعد سکان دولت اصلاحات را در دست می‏گیرند تا آن عقبه تئوریک در حاکمیت دو گانه اصلاح‏طلبان تبلور پیدا کند. در این سال‏ها همان چهره‏های حلقه آئین مسئولیت‏های کلیدی را در دولت و مجلس به دوش می‏کشند.
 
در آستانه انتخابات ریاست جمهوری سال 76 و قبل از شکل‏گیری دوم خرداد، این خاتمی و دیگر چهره‏های حلقه آئین هستند که سراغ میرحسین موسوی می‏روند و از او به سبب قرابتی که با مواضعش حس می‏کردند، برای حضور در صحنه دعوت می‏کنند. میرحسین البته شرایط آن روز را برای حضور خود مساعد نمی‏بیند و طی بیانیه‏ای انصراف خود را اعلام می‏دارد؛ اما انگار این صحنه‏آرایی در انتخابات سال 88 برعکس می‏شود. این بار خاتمی انصراف می‏دهد تا میرحسین در صحنه باقی بماند و این جا‏به‏جاییِ نقش بیش از همه به فضای سیاسی کشور و ضرورت بازسازی بدل عدالتخواه احمدی‏نژاد یعنی کسی که بتواند بخشی از آرای اصولگرایان را نیز در سبد خود داشته باشد، ارتباط پیدا می‏کند.
 
خاتمی در عین اینکه یک بسترساز کلیدی برای فتنه‏گران است، یک امدادگر کلیدی نیز به شمار می‏آید. او کسی است که جریان فتنه مدیون اوست و در بازه زمانی ریاست جمهوری اوست که این جریان، حضور خیابانی را در 18 تیر تمرین می‏کند و شیوه جدال با حاکمیت را می‏آموزد. در این دوره اعضای همان حلقه آئین در مرکز بررسی‏های استراتژیک ریاست جمهوری گرد هم می‏آیند؛ گاه "فشار از پایین و چانه زنی از بالا" را در دستور کار قرار می‏دهند و گاه آداب "حرکت با چراغ خاموش" را تمرین می‏کنند. "فتح سنگر به سنگر" اما شاید اصلی‏ترین راهبرد این جریان برای نفوذ در ساختار نظام به شمار آید. 
 
قتل‏های زنجیره‏ای، کنفرانس برلین، تحصن مجلس ششم، ماجرای لوایح دوقلو با هدف کاهش اختیارات رهبری و ماجرای مطبوعات در این دوره است که رقم می‏خورد و در پسِ این همه اصلاح‏طلبانی که پیشتر درس خود را در حلقه آئین از سید محمد خاتمی فراگرفته بودند، در شرایط پرآشوب آن روز رسم و رسومات براندازی را تمرین می‏کنند.
 
در سال‏های حاکمیت اصلاحات همان اندیشه‏ها و تعلیمات حلقه آئین مجال بروز در رسانه‏ها را نیز می‏یابد و این در واقع اصلی‏ترین هدف خاتمی از ورود به صحنه انتخابات بوده است. این موضوعی است که محمد رضا خاتمی بر آن صحه می‏گذارد. او تصریح می‏کند در شرایط قبل از سال 76 اصلا احتمال پیروزی خاتمی داده نمی‏شد و تمام هدف اصلاح طلبان و چهره‏های حلقه آئین از مطرح کردن خاتمی کشاندن عقبه تئوریک حلقه آئین در متن جامعه و طبیعتا رسانه‏ها بود.  
 
خاتمی در ریاست جمهوری 88 اگرچه کمی بعد از کاندیداتوری به ظاهر کنار می‏رود، اما این به معنای کناره‏گیری او از صحنه جدال نیست. خاتمی با توجه به توصیه‏ها و برآوردی که از فضا دارد، تنها تغییر نقش می‏دهد و می‏کوشد در پسِ پرده آن‏گاه که نیاز است، اصلاحات و جریان فتنه را یاری رساند و همین گونه نیز می‏کند.
 
او همگام و همراه فتنه‏گران در نقشی که سزاوار خود اوست حرکت می‏کند، حمایت رسمی‏اش از میرحسین موسوی را اعلام می‏نماید و می‏کوشد کروبی را از کاندیداتوری منصرف سازد. او در همایش ورزشگاه آزادی هم در کنار فائزه هاشمی و همسر میرحسین موسوی حاضر می‏شود. کمی بعد نوبت بحث تقلب و کمیته صیانت از آراء می‏رسد و باز این خاتمی است که نقش‏آفرینی را به دوش می‏کشد. 
 
خاتمی اردیبهشت ماه 1388 با اشاره به ضرورت صیانت از آراء تصریح می‏کند:«نگرانی ما از برگزاری انتخابات، بالضروره به معنای ریختن رأی باطله به نام فردی خاص یا نخواندن آراء نامزدی دیگر نیست. اگرچه در همه جای دنیا ممکن است این مسائل پیش بیاید. مراد ما از این ابراز نگرانی این است که اگر کسانی پیدا شوند که احساس وظیفه کنند تا برخلاف خواست مردم و برای اینکه به گمان خویش در پیشگاه خداوند سربلند باشند مانع از حضور مردم یا تأثیر آراء مردم شوند، دست اندرکاران انتخابات باید از تک تک آراء مردم در مقابل این افراد صیانت کنند.»
 
او از همان آغاز نتایج بعد از انتخابات را غیر واقعی می‏داند و برای این بیان خود این چنین استدلال می‏کند:«شاهدیم که تمامی امکانات مادی، معنوی، اجرایی و اداری در اختیار گروه خاصی است و با این وضع آنها نیازی به داشتن ستاد ندارند. اما در مقابل عده‏ای در محرومیت کامل به سر می‏برند و حتی برای یافتن محلی برای سخنرانی در تنگنا قرار می‏گیرند و در معدود جاهایی که امکان سخن گفتن پیدا می کنند، شلوغی و ناامنی را تجربه می‏کنند. سؤال اینجا است که سایر کاندیداها چطور باید حرف خود را به مردم منتقل کنند؟» 
 
خاتمی همگام با فتنه‏گران پیش می‏رود و در جلساتی که با حضور هاشمی، میرحسین و کروبی تشکیل می‏شود، شرکت می‏کند. او بارها در سخنان خود حاکمیت را به گونه‏ای مخاطب قرار می‏دهد که گویی با خشونت‏گرانی خودخواه مقابل است. در تیرماه 88 او به دیدار خانواده دستگیر شدگان در ناآرامی‏های می‏شتابد و در حالی که پروژه شهیدسازی برای فتنه‏گران اهمیت زیادی دارد، از واژه شهید برای کشته‏شدگان بهره می‏برد. خاتمی می‏گوید:«متأسفم از اینکه اعلام کنم جرم شما و عزیزانتان این است که در ایران ماندید و برای تقویت نظام و تأمین حقوق مسلم مردم تلاش کردید و اینک باید مورد بی‏مهری و کم‏لطفی قرار گیرید.»
 
وقتی شرایط بر فتنه‏گران تنگ می‏شود و بحث رجوع به مراجع قم برای اختلاف‏افکنی میان حاکمیت و علما موضوعیت پیدا می‏کند، باز این خاتمی است که دست به قلم می‏شود و به همراه موسوی، کروبی و 65 تن از اصلاح‏طلبان نامه ای خطاب به مراجع تقلید می‏نویسد. در این نامه ضمن اشاره به دستگیری شهروندانی که مثلا در راهپیمایی‏های مسالمت‏آمیز شرکت کرده بودند و نیز اتهامات مطرح شده، آمده بود:«دستگاه های تبلیغاتی دولتی و به ویژه صدا و سیما... با پخش اعتراف های نمایشی، سعی در اثبات اینگونه اتهامات واهی به حرکتی مردمی دارد که تنها و تنها برای پاسداشت جمهوریت نظام شکل گرفت.»
 
اگر بخواهیم نمایی کلی از دو دهه فعالیت خاتمی ارائه دهیم، باید اذعان کنیم او از همان آغاز بسترساز اصلی جریانی بود که حاکمیت دوگانه و ایجاد دوقطبی در کشور را دنبال می‏کرد. او در گام‏های مختلف زمانی گاه در صحنه و در مسئولیتی اجرایی خود پیشبرد اهداف حلقه آئین را به دوش کشید و گاه تغییر نقش داد و این همه را به بدل خود واگذار کرد. از این حیث بانی اصلی فتنه را خاتمی می‏بایست دانست؛ نه میرحسین! چه آنکه این خاتمی بود که داعیه‏داران فتنه را از نخست آموزگاری کرد.
 
ابطحی درخصوص نقش‏آفرینی‏های مثلثی که یک ضلع آن را خاتمی تشکیل می‏داد، تصریح کرد:«خاتمي فضاي جامعه را مي‌شناخت، وي اقتدار نظامي، ‌انتظامي و مقام معظم رهبري كه در جايگاه والايي قرار دارند را مي‏شناخت و با توجه به اينكه وي نسبت به اين موضوعات شناخت داشت، اين يك نوع خيانت است كه از موسوي در موضوع تقلب حمايت كرد... پس از انتخابات در جلسه مشتركي هاشمي رفسنجاني، موسوي و خاتمي با يكديگر هم قسم شدند كه پشت يكديگر را خالي نكنند و بنده نمي‌دانم كه اين تنها نگذاشتن و ياري كردن يكديگر پس از 11 ميليون فاصله راي براي چه بود.»
 
عملکرد خاتمی به گونه‏ای بود که حتی مورد تجلیل رضا پهلوی نیز قرار گرفت. فرزند شاه مخلوع ایران که با هفته‏نامه آلمانی اشپیگل گفت‏و‏گو می کرد، گفت:«من اميدوارم كه آنها به شكل صريح تري انتقادات خود را نه تنها نسبت به تصميمات رهبري، بلكه به تمام نظام ابراز كنند.  به عنوان مخالفسياسي رژيم روحانيون در ايران فعال بوده و با اصلاح طلبان و معترضين در تماس هستم.»  
 
شهریور ماه 88 سردار عزیز جعفری فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اطلاعات دقیق‏تری از اظهارات محمد علی ابطحی ارائه کرد. او با اشاره به اعترافات ابطحی به بخشی از اظهارات این چهره نزدیک به خاتمی اشاره کرد که در آن می‏گفت:«خاتمی و [ابوالفضل] فاتح و مهدی هاشمی رفسنجانی می‌گفتند که "برنده شدن در این انتخابات خیلی با انتخابات گذشته فرق می‌کند. در این صورت جریان اصولگرا و رهبر دیگر نمی‌توانند سرشان را بلند کنند و این معنای یکسره کردن کار است." یعنی رسیدن به یک نظام با ولایت فقیه بسیار ضعیف شده یا بدون ولایت فقیه جا بیفتد. اعتراضات در انتخابات کاملا برنامه‌ریزی شده بود.»
 
جعفری همچنین به بخش‏هایی از سخنان خاتمی در سال 87 اشاره کرد که در آن خاتمی تصریح می‏داشت:«اگر در این انتخابات[دهم] احمدی‌نژاد سقوط کند، عملاً رهبری حذف می‌شود، اگر به هر قیمتی و به هر شکلی اصلاحات دوباره به قوه اجرایی بازگردد، دیگر رهبری اقتداری در جامعه نخواهد داشت. سقوط اصولگرایی به معنای پایان اقتدار رهبری تلقی می‌شود و با شکست اصولگرایان باید قدرت رهبری را مهار کرد.»
 
خاتمی پس از آزادی سعید حجاریان به دیدار او شتافت و حتی پس از ماجرای نهم دی و خاموش شدن فتنه و در واپسین روزهای سال 88 نیز باز از جنبش سبز سخن راند. او گفت:«در این انتخابات اصلاح طلبی عنوان سبز را انتخاب كرد كه تعبیر قشنگ و خوبی است؛ سبز نماد طراوت و روشنی و دوستی است. سبزی كه مطرح شد، سبزی است كه دلبسته به انقلاب اسلامی است و نسبتی با سلطه طلبان و منحرفان ندارد.»
 
وقتی عرصه بر فتنه‏گران تنگ می‏شود، باز این اوست که می‏کوشد تا با نامه‏نگاری و ارتباط‏گیری با حاکمیت عرصه را بر اصلاح‏طلبان باز کند و اکنون نیز شاید او بر این پندار باشد که باز نوبت اوست تا با چهره‏ای مظلوم و حق‏به‏جانب طریق توبه پیش بگیرد و باز معبر عبور اصلاح‏طلبان به سوی حاکمیت دوگانه و براندازی را باز کند. 
 
خاتمی البته مواضعش مثل گذشته است. او هیچ‏گاه در هدف‏گذاری با سایر اصلاح‏طلبان اختلافی نداشته و ندارد. در شهریور 89 او ضمن تأکید بر اینکه اکنون متوهمان خشونت‏گرا حاکمیت را به دست گرفته‏اند، تصریح می‏کند:«ما اگر به آینده بنگریم و شاهد تلاش باشیم که برای آزادی کسانی که گرفتار شده‌اند صورت می‌گیرد و فضای امن و آزاد برای همه افراد و تشکل‌ها وگروه‌ها ایجاد می شود و "خردمندان خیرخواه" به جای "متوهمان خشونت گرا "میدان‏دار می شوند به سوی وضعیتی می‌رویم که در آن انتخابات سالم و بی‌حرف و حدیث و آزاد برگزار خواهد شد.» و این بدین معناست که خاتمی را نمی‏توان سوای از اندیشه‏های حلقه کیان و آئین تحلیل و تفسیر کرد. خاتمی همان خاتمی است و جنس نقش آفرینی او نیز همان.

تهی بودن جریان اصلاحات در انتخابات مجلس

 
پس از دیدار مرد نقابدار جریان فتنه با اعضای فراکسیون خط امام مجلس این موضوع بر همگان مسجل شد که جلو آمدن وی برای احیا جریان اصلاحات با ائتلافی هماهنگ شده صورت گرفته است.

پس از مصاحبه اخیر خاتمی در جمع برخی از افراد موسوم به رسانه وی با مرده خواندن جریان سبز و به بن بست رسیدن ان سعی کرد خود را از دایره منجلاب فتنه ای که خیلی ها را در دل خود فرو برد جدا کند.

اظهارات وی هر ذهن بیداری را به سمتی میکشاند که این حرکت را چیزی جز ماندن در صحنه سیاسی نظام  برای چنگ اندازی به انتخابات سال اینده مجلس قلمداد نکند.

تلاش برای نزدیکی به ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام برای استفاده از جایگاه ایشان برای کسب اعتبار نیز در این راستا شکل گرفت.

نهایتا جلسه وی با اعضای فراکسون خط امام مجلس به همه این موارد و اهداف پیش روی وی صحه گذاشت.

اما آنچه مهم است نکاتی بود که در دل صحبتهای سید محمد خاتمی نهفته بود که ذکر برخی از انها خالی از لطف نیست.

اولین و مهمترین نکته ای که به چشم میخورد نحوه انتشار صحبتهای خاتمی از سوی برخی رسانه ها از جمله رسانه های لندن نشین بود.

جرس ارگان کثیف لندن نشین از جمله این سایت ها بود که در جمله بندی ها و ذکر بیانات وی نزدیک به ۱۵ مرتبه خاتمی را به عنوان ((رئیس جمهور اسبق جمهوری اسلامی))خطاب کرد.این اقدام در حالی صورت میگیرد که دولتهایی که  گردانندگان این سایت را کنترل با اصل و ریشه های نظام دشمنی دارد و هیچ ساختاری را در نظام اسلامی قبول ندارند.

اینگونه خطاب کردن خاتمی و  این برچسب زدن در حالی به وی منتصب می شود که در سال اخیر و مدتی که در فتنه عمیق فتنه ۸۸ به سر میبردیم این رسانه و دیگر رسانه ها شبیه ان یکبار هم از این نام برای رئیس جمهور استفاده نکردند و همواره از رئیس جمهور به عنوان رئیس دولت کودتا ،دیکتاتور و دیگر القاب اینچنین یاد میکردند.

البته در این دوره زمانی کسب اعتبار برای خاتمی انقدر مهم است که دوستان غالبا لندن نشین وی که تعدادی از وزرای وی هم در میان انها دیده مشیوند این لطف را در حق وی میکنند که از وی به عنوان  رئیس جمهور اسبق جمهوری اسلامی یاد کنند.

نکته دیگر جدای صحبت های خاتمی ان است که اصل برگزاری چنین جلسه ای عمق تهی بودن جریان اصلاحات را از وجود افراد صالحی که بتوانند هدایت این جریان را بدست گیرند میرساند.

و هموراه دست به دامان شدن فردی مثل خاتمی که سابقه حضور وی در امور اجرایی کشور و عرصه های  انتخاباتی حاصل هایی جز ۱۸ تیر ۷۸ و پس از ۱۰ سال برنامه ریزی فتنه ۸۸ نداشته،ذلالتی را نشان میدهد که به گونه ای نمود میکند که افرادی که اکنون اطراف خاتمی را پر کرده اند همواره موافق سیاست های وی بوده اند.

شخص اقای خاتمی در جلسه ای که با برخی رسانه ها چندی پیش داشت رسما اعتراف کرد: که جریانی که ما به راه انداختیم در جریان دشمنی با نظام قرار گرفت.

در جران انتخابات سال ۸۸ همگان شاهد بودند که موسوی،مرد بازی خورده فتنه فریب حمایت های جریانی را خورد که در راس ان خاتمی قرار داشت.

همان خاتمی که با هماهنگی ستاد های جوانان انتخاباتی موسوی به شهرستانها برای تبلیغ میرفت امروز در جلسه ای که ۳ساعت طول میکشد حتی نامی از موسوی(کروبی که بماند) نمیبرد.

موسوی ای که اعلام کرده بود مستقل به میدان انتخاباتی امده است ،با حضور خاتمی در کنار وی پس از چندی شاهد ان بود که به صورت خودکار جریانهایی مانند مشارکت،مجاهدین،اعتماد ملی،دفتر ادوار تحکیم و ...خود را با تزریق حمایتهای حزبی در پس پرده چهره نیم اصول گرا و نیمه اصلاح طلب موسوی پنهان کردند.

نمایندگانی که با رای ملت برای احقاق حقوق ملت وارد مجلس میشوند و در نهایت منافع حزبی را به منافع مردم ترجیح میدهند بدانند که باید  روزی در پیشگاه باری تعالی حاضر شوند و پاسخگو باشند.